ريچارد بل ( مترجم : بهاء الدين خرمشاهى )

73

در آمدى بر تاريخ قرآن ( فارسى )

شايد قوىترين انتقاد وارد بر اين حديث اين باشد كه جمع و تدوينى رسمى از اين دست ، مىبايد ارج و اعتبار بسيارى يافته باشد ، ولى ما شاهدى دال بر آن نمىيابيم . به نظر مىرسد ساير جمع و تدوين‌هاى قرآن در مناطق مختلف همين ارج و اعتبار را يافته بوده است . بحث و جدل‌هايى كه به تدوين قرآن به فرمان و در زمان عثمان منتهى شد ، اگر مصحفى رسمى در اختيار خليفه بود ، كه مىتوانستند به آن مراجعه كنند ، لامحاله پديد نمىآمد . همچنين شيوه‌اى كه به خود عمر در احاديث ديگر نسبت مىدهند كه اصرار مىورزيده است آيهء رجم جزو قرآن است ، « 1 » با اين فرض كه او جمع و تدوينى رسمى از قرآن در اختيار داشته باشد ، سازگار نيست . سخن آخر و مهم‌تر از همه اين‌كه صحفى كه زيد قرآن را روى آن نوشت ، در زمانى كه تجديدنظر لازم افتاد ، در اختيار حفصه بود . حفصه دختر عمر بود ، و مىتوان استنباط كرد كه چون در زمان به خلافت رسيدن عمر ، زيد كارش را تمام كرده بود ، صحف به او تسليم شد ، و پس از او به دخترش رسيد . اگر مجموعهء زيد ، مجموعه‌اى رسمى بود ، سخت نامحتمل است كه از كنترل مقامات رسمى خارج شود ، و به دست دختر خليفه برسد . اين امر كه حفصه نسخه‌اى از قرآن را به صورت مكتوب بر صحف داشته است ، قطعى به نظر مىرسد ؛ ولى نامحتمل است كه آن نسخه ، نسخه‌اى رسمى بوده و به شيوه‌اى رسمى كه آن حديث تأكيد دارد ، تهيه شده باشد . بارى ، به دلايل عملى ، چنين مىنمايد كه هيچ مجموعهء كاملى از قرآن به شيوهء رسمى در طى خلافت ابوبكر تهيه نشده بوده است . گزارش مبتنى بر حديثى كه به آن اشاره شد ، بىشبهه رفته‌رفته شكل گرفته و شاخ و برگ يافته است تا تن به اين واقعيت نامطلوب ندهند كه نخستين جمع و تدوين قرآن ، توسط عثمان ، كه بسيار نامحبوب بوده ، فراهم شده است . از سوى ديگر دليل عقل‌پسندى نداريم كه شك كنيم حفصه نسخه‌اى از قرآن داشته كه بر روى صحف نوشته شده بوده است ، اعم از اين‌كه خودش ، يا زيد ، يا شخص ديگرى آن را نوشته باشد .

--> ( 1 ) . قس - بخش چهارم همين فصل « اعتبار و كامل بودن قرآن » .